![]() |
![]() |
|
|
من کجای کارم و شما کجای کار....... چی دارید میگید که من نه میشنوم و نه میفهمم؟؟؟؟حالم افتضاح بد افتضاح شاید علتش هوای خوب بهار باشه یا شاید علتش وجود هر چی آدم خوبه دور و برم باشه ؟؟!! نمیدونم آرامشم رو از دست دادم دلگیرم خیلی دلگیرم از خودم فقط از خودم دلگیرم چرا نمیتونم داد بزنم ؟؟؟؟؟؟؟؟نمیخوام بگم چرا زنده هستم چون حتما فعلا باید زنده باشم الان میخوام بگم چرا باید از خنده واقعی دور باشم چرا نباید بخندم اخه ......نمیدونم ته خطی که میگن کجاس نمیدونم اصلا ته خطی داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میگن آدما مختارند ولی من چه جور ادمی هستم که اختیار اشک های خودمو ندارم چرا نباید بتونم جلوی دو تا قطه اشک رو بگیرم این چه جور اختیاریه که وقتی باید رو زمین باشم نیستم و وقتی باید توی ...... باشم نیستم این چه جورشه اخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کاش یکی بود که جواب اینارو میگفت نمیخوام حرف های همیشگی بشنوم می خوام یاد بگیرم کاش یکی ژیدا میشد که به من یاد بده و نشون بده دیگه از پا افتادم و چشامم نمیبینه خوب و بد نمیدونم چی هستن ........... شاید باور نکنید ولی اصلا متوجه نمیشم چی مینویسم شاید برای اینه که تولدم نزدیکه شاید دارم متولد میشم دوباره اوضاع و احوالم زیاد تعریف نداره دارم چی مینویسم نمیدونم فقط اینو میدونم که هیچ فایده ای نداره این کار هیچ فایده ای نداره واقعا چرا میگن آدما مختارند؟ مگه من مختارم؟ اگه مختارم چرا اینطوریم دو دلیل بیشتر نداره اونم فقط اینا میتونه باشه یا من جزو آدمها محسوب نمیشم و یا اینکه مریضم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/02/03ساعت 18:32 توسط ریتا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام این وبلاگ برای پرکردن تنهایی هام هست.
ببخشید هیچ تبحری ندارم ان شاالله اگه یادگرفتم حتما یکی باحال درست می کنم .. ممنون میشم اگه راهنماییم کنید... |
| پیوندهای روزانه |
|
جستجوی مطالب و تصاویر تصاویر جالب روز آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |