![]() |
![]() |
|
|
دوست دارم تاریخ بنویسم قبل اینک هچیزی بنویسم تا یادم بمونه ولی هیچی خاطرم نیست اول فکر کردم اردیبهشت یعنی همون ماهی که از نظر خیلی ها زیباست و منم الان فکر کردم دیدم اره خیلی قشنگه یا بهتر بگم خیلی قنشگ بود اردیبهشت........... ولی الان فروردین پس چرا اینطوری شدم من ؟؟؟؟؟ تو کار خدا موندم خوش به حال زلیخا خوش به حال زلیخاها اگر باشن واقعا چطور ممکنه چطور تونستن فقط عاشق خدا باشن و بس چرا من نمیتونم چرا من خدا رو پیدا نمیکنم چرا من چشمام کور شده ...............ای خدا نمیدونم تو کارت تو موندم چرا من باید توی دو راهی گیر کنم اونم به طرز فجیع چرا نباید بتونم تصمیم بگیرم چرا نمیخوام باور کنم خودت شاهد بودی چقدر اشک ریختم خودت شاهد بودی که چی کشیدم نه میتونم ببینم نه میتونم چشمام ببندم و بی تفاوت باشم نه میتونم فراموش کنم نه میتونم بهش فکر کنم خدایااا چیکا ر باید بکنم چرا تو این اوضاع گیر کردم نمیدونم قلبم شکسته ؟؟؟ نمیدونم میتونم بگم از خودم میخوام بگذرم از هر چی که بوده و گذشته و از هر کسی که ..... میتونم بگذرم میتونم پا بزارم رو همشونو رد بشم برم چرا بقیه میتونن یعنی وای بر من وای بر من که ادعا میکنم اراده قوی دارم چه دروغ بزرگی حتی قادر نیستم جلوی اشکمو بگیرم چطور میتونم ............ لعنت بر من که هر کاری کردم خودم کردم خودم خوب میدونم بهتر از هرکسی میدونم چیکار کردم و الان چرا دارم عذاب میکشم دیگه نمیتونم بنویسم گریه امونمو بریده دارم از سر درد میترکه مغزم واقعا ارزش داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خیلی خنده داره که این همه اذیت بشی و اشک بریزی و زجه بزنی برای هیچی برای هیچ هیچی من چی میخوام از زندگیم نمیدونم واقعا نمیدونم کاش که زود برسه راحت بشم کاش کاش کاش کاش کاش کاش |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/01/22ساعت 1:49 توسط ریتا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام این وبلاگ برای پرکردن تنهایی هام هست.
ببخشید هیچ تبحری ندارم ان شاالله اگه یادگرفتم حتما یکی باحال درست می کنم .. ممنون میشم اگه راهنماییم کنید... |
| پیوندهای روزانه |
|
جستجوی مطالب و تصاویر تصاویر جالب روز آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |