تبليغاتX
حضور مبهم - 1388

سلام سلام سال نو همه عزیزان مبارک باشه امیدوارم همه دوستان و غیر دوستان و آشناها و ناآشناها همگی موفق باشید و سلامت تا صد سال دیگه ......

دوست دارم از نوروز خودمون بگم براتونای کاش فقط حوصله خوندن داشته باشید

از چند ساعت قبل سال تحویل شروع میکنم  که همه به طرز خنده داری دور خودشون میچرخن هر کسی دنبال یه کاری یکی میره دوش میگیره یکی میره لباس پیدا کنه مامان بنده خدا هم که دنبال ظرف ها و این حرفا خلاصه یه بند و بساطی به پا میشه باید باشی و ببینی و فقط دلتو بگیری بخندی..... میرسیم به یک ساعت مونده به سال تحویل کم کم همه جدی تر میشن و مثلا سریع تر کاراشونو میکنن توجه کنید مثلاااااااا یک ساعت مونده به سال تحویل بیایید خونه ما یکی در میون توی حرفها اینو میشنوید" فلانی...زود باش دیگه دیر شدا سال تحویل نمیرسیماااا" خلاصه دیگه کم کم همه رو دلشوره میگیره چون حتما سال تحویل باید خونه مادربزرگ باشیم همه بدون استثناء دقیقه های آخر کسی با کسی صحبت نمیکنه تند تند همه آماده میشن 10دقیقه مونده به سال تحویل همه دم در منتظر یک نفر میمونن که اون یک نفر همیشه عادتشه این دقیقه های آخری جون همه رو بالا میاره تا بیاد سوار ماشین بشه در هر صورت با سرعت نور به سمت خونه مادر بزرگ راه میفتیم همیشه سه دقیقه قبل سال تحویل میرسیم خونه عزیز تا میرسیم میبینیم ای بابا بقیه فامیلا نرسیدن یکی مامور میشه که خیلی تند و سریع تماس بگیره تا ببینه پس کجان و چرا نرسیدن خلاصه همه میرسن از همه جالبتر اینه که توی این گیر و دار همه دنبال قرآن هستن چون خونه عزیز مسجد نیست که به اندازه کافی قرآن باشه سه تا قرآن خونشون هست اونم هر کسی زودتر برداشت البته گفته باشم یک قرآنی هست خونه عزیز که همه سر و کله میشکنن برا اینکه بتونن اونو بردارن همه دیگه ساکت نشستن یکی دعا میکنه بعضی ها قران میخونه و اما همه ساکت ساکت که این سکوت هیچ وقت جز اون زمان خونه عزیز امکان نداره پیدا بشه ........

قرآن رو باز میکنم هر جا که اومد به فال نیک میگیرم امسال سوره فرقان باز شد از جایی که باز شد و چشمم خورد خوندم تا آخر سوره سال1388 میشه بازم همه ساکت هستن همه بغض کردن اشک بعضی ها  در میاد همیشه اون موقع به یاد از دست رفته ها هستیم همه به یاد عزیزانی که یک زمانی با هم و دور هم مینشتیم و سال تحویل میشد ولی الان دیگه نیستن فقط جاشون خالیه هر چند خیلی وقته از دست رفتن ولی همچنان جای خالیشون حس میشه این سکوت رو همیشه یکی از نوه های عزیز باید بشکنه که سکوت شکسته میشه و همه بلند میشن تبریک و رو بوسی و این حرف ها که پشت سرش کلی خنده هستش جاتون خالی تا حد مرگ میخندیم باور کنید از هر چه بگذریم اینجا سخن عیدی گرفتن خوشتر است. همه عیدی میدنا ولی نمیدونم چرا همیشه خدا باید بریزیم سرشون یه بزن بزنی و کشتی کجی راه بندازیم تا عیدمون رو بشه یکی دو نفر هم که نیستن فکر کنید با پنج نفر ولی خیلی خوش میگذره به زور عیدی میگیریم از ملت جاتون خالی ......

ولی با همه این تفاسیر که گفتم و همش ظاهر قضیه بود توی  مطلب بعدی باطن قضیه رو مینویسم حتما

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/05ساعت 1:10  توسط ریتا |