تبليغاتX
حضور مبهم - دلی نیست..........
 

دل نیست دلی که به من دادی...در خون طپیده،......

........آه رهایش کن...........                  "فروغ"

راست گفته این دل اون دلی نیست که به من داده بود

همه دلی داشتیم ژر از سادگی

دلی داشتیم پر از مظلومیت

دلی داشتم معصوم

دلی داشتم خیلی سفید

دلی داشتم پاک و صادق

ولی این دل اونقدر رنگ های مختلف دید که رنگ خون خودمم کدرشون کردن

میفهمی ......؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میفهمی یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟

میفهمی وقتی که دلی رو که داشتی به اون قشنگی این طوریش کردی یعنی چی......

آخ .......آآآآآآخ که آدمها نمیدونن چه بلایی سر خودشون میارن

دل بی رنگ دیگه نداریم دل ساده و صادق تموم شد دیگه

دیگه دلی نیست که رنگ دل باشه

دیگه دلی نیست که نمرده باشه

دلی نیست که نامردی ندیده باشه

دلی پیدا نمیشه که زمین نخورده باشه

دلی پیدا نمیشه که برای خودت باشه

دلی نیست که پیش خودت باشه و برای خود خود خودت باشه

.............تا کی.............؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/16ساعت 20:31  توسط ریتا |