تبليغاتX
حضور مبهم - شروع....... شد بازم شروع شد

میدونی بدی من کجاس و بدی این وبلاگ مزخرف چیه

اینه که هر وقت دلی میگیره هر وقت چشات دلش اشک میخواد هر وقت تنهای تنها شدی

هر وقت تو موندی و خدای خودت با همه فکرای مزخرف و غیر مزخرفت میایی سراغ این وبلاگ بد بخت

خیلی سعی کردم خیلی زیاد که یه کم شاد بنویسم و یه کم روحیه بدم و از غصه درش بیارم وبلاگ رو ولی واقعا نشده یعنی نتونستم شاید هم نخواستم نمیدونم والا .....

الانم که اومدم بازم حالم گرفتس بازم چشام هوای گریه کردن بازم ...... وای وای وای بر من

وای بر من که نمیدونم چه بلایی سرم اومده

وای بر من که نمیبینم هیچ چیزی رو توی دور و برم

وای بر من که دارم جدا میشم از زمین و زمان

وای وای وای

واقعا خسته شدم حتی نای نوشتن ندارم حتی اونقد خسته شدم که از فکر کردن هم فرار میکنم

فکر میکنم هر کسی بخونه خسته بشه مثل من ژس نخونید

نخونید تا ندونید

چشمام بس که گریه میکنن خسته میشن دوست دارن بخوابن بخوابن تا ابد

دوست دارن بخوابن برای همیشه

کاش ادما هر چی ارزو میکردن از ته دل همون موقع به آرزو میرسیدن

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/14ساعت 22:16  توسط ریتا |