تبليغاتX
حضور مبهم - عالم خواب

جالبه هر روز جالب تر از روز ژیش میشه هر روز حس قشنگ تر و دردناک تر هر روز دیوانه تر از دیروز این چه وضعیتیه که توش گیر افتادم نمیدونم ........

نمیدونم این فکرا و حس هام چقدر درست هستن همینقد میدونم که من اخرش از دست همین فکرای مسخره از دنیا  میرم و .......... دوست داشتم یه روز از این خواب بیدار میشدم از این خوابی که دامن گیرم شده و بیداری توش وجود نداره ......

یک بنده خدایی بود یه روز خیلی خوب گفت تنها کسی که احساس کردم واقعا اون لحظه منو درک کرد  و فکر کردم تونست خودشو برای یک ثانیه جای من بزاره ..... اون بنده خدای مهربونم بهم گفت میدونی فکر میکنم توی خواب هستی هر چی میگذره توی خوابه و کلا یه عالم دیگه هستی .....

خیلی خوشحال شدم از این حرفش بهش گفتم اره خوب متوجه شدی ولی به نظرت باید چیکار کنم که از این حالت که همیشه با من هست بیام بیرون

بهم گفت یک سیلی خیلی  خیلی محکم و ابدار نیاز داری یا یه چیز شبیه به این

...........

نمیدونم تا چه حد حرفش درست بوده ولی من از اون موقع تا حالا منتظر این سیلی هستم

کی ؟؟؟؟؟؟ کجاااا؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا ؟؟؟؟؟؟؟ نمیدونم کاش زودتر بیدار بشم

شاید هم خوابیدن بهتر از هر چیزه نمیدونم اینو وقتی بیدار شدم قضاوت میکنم

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/02ساعت 23:43  توسط ریتا |