تبليغاتX
حضور مبهم - باز اومدی؟؟؟

 

بغض راه گلوم رو بسته راهی ندارم جز گریه گریه هایی که هیژوقت دست از سرم بر نمیدارن گریه های بی دلیلم دارن کم کم جون منو از من میگیرن خیلی بغض داره گلوم نمیدونم از چیه من تنها نیستم که بگم از تنهایی هستش عاشق هم نیستم نمیدونم چی هستم اصلا شاید به خاطر اینکه هیچی هستم دارم گریه میکنم ..........

تا حالا احساس کردی قلبت داره از جا کنده میشه من الان دقیقا قلبم داره از جا کنده میشه هیچی سر جاش نیست نبضم به سرعت نور رسیده بغضمم میخواد بترکه اما نمیتونه

خیلی وقته فکر کردن رو گذاشتم کنار خیلی وقته گفتم فکر نکنم شاید اوضاع احوالمون درست بشه ولی حالا میبینم که درست نشده و بدتر هم شده دستام داره می لرزه پاهامم بی حس بی حس نمیدونم میدونی یعنی چی؟؟ امیدوارم که ندونی واقعا دوست ندارم نفر دومی مثل من وجود داشته باشه

ای کاش همه چی دست خود آدم بود ای کااااااااااش

بغضم ترکید بالاخره چقدر بده وقتی دوست داری داد بکشی و نتونی چقد بده که کسی نتونه کاری برات بکنه چقدر بده که دیگه نمی خوامت چقدر سخته وقتی نتونی چیز خوب رو تحمل کنی بدترین عذابه روی زمین همینه که چیز خوب رو نتونی تحملش کنی و نخوای و خودت با دست خودت دفنش کنی

آآآآآآآآآآآی ی ی ی ی ی ی  خدااااااااااااااااا اخه جز تو به کی پناه ببرم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/08ساعت 3:31  توسط ریتا |