تبليغاتX
حضور مبهم - ای کاش
آرزوهای کوچک من

کاش میشد جز من و خدا هیچ کسی نبود

کاش میشد جز حرفهای من و خدای من حرف دیگه ای الان زده نمیشد

کاش میشد هر چه زودتر احساس میکردم وجود زیبایی ها رو

ای کاش هیچ سیاهی بوجود نمیومد

ای کاش اگر هم سیاهی بود ناپاکی نبود

ای کاش میشد همه رنگها رنگ صداقت میشدن

ای کاش میشد جز من و خدا ،توی این عالم .........

ای کاش میتونستم بگم چی میخوام

کاش که میشد ندید

میدونید زشتی خیلی زیاده خیلی

کاش که میشد همیشه بچه بمونی و نفهمی خشونت یعنی چی

ای کاش میشد همه عالم و ادم از درون هم باخبر میشدن

ای کاش همه میفهمیدن بد وجود نداره ای کاش می دونستیم که خدا اونقدر خوب هست که نخواد بدی رو بوجود بیاره

کاش میفهمیدیم که خدا به خاطر دوست داشتن ما داره دوست داشتن رو نشونمون میده

نمیدونم چقدر ممکنه درک کنی حرفمو نمیدونم اصلا مفهومی دارن یا نه

اما میدونم که من ازش دور شدم و اون همچنان من رو دوست داره

میدونم اونقدر بزرگ هست که منو هر طور که باشم هر چقدر هم که حقیر باشم

قبولم میکنه

ای کاش میشد همه چیو نوشت

ای کاش دلها همه صیقل داده میشدن

کاش که واقعا میشد که همه افکارها خونده میشدن

........................

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/25ساعت 1:15  توسط ریتا |